خرید بک لینک
دیر آمدی ای جان عاشق.. هین چتر و بارانی وزین باش..ای تکه تکه روح معصوم.. ای تار و پود رفته از یاد..دیر امدی تا قد کشیدم.. با خاطراتی از تو در سر..دیر امدی از باد و باران.. دیر امدی سرباز اخر..پنهان شدی در خاک شاید.. خاک از تن تو شان بگیرد..تا دشت تنه

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:21

منتظرم چندسال دیگه ساناز رو یه مرتد ببینم.. دارم امادگیش رو تو خودم ایجاد میکنم...
تمام_

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:21

توی انتخابات چیزای عجیب زیاد میبینه ادم. اما اینکه یه عده هنوز باور میکنن جای بسی سوال و تعجب و تاثر داره..

اونایی ک ب امام خمینی فش میدادن چطور الان پیش مرگ حاج حسن خمینی شدن؟:|
اونایی ک تا چندسال پیش شلنگو گرفته بودن طرف مرحوم رفسنجانی الان چطور براش اشک میریزن؟:|
اینا هیچ.. مردم چرا باور میگنن؟؟؟؟
:|||| یا خود خدا..

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:36

وقتشه خودمو جدا کنم از تن لشم
من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:23

شب پیش خواب دیدم یه اسلحه بزرگ تو دستم بود یه اسلحه کمی بزرگتر از کلاشینیکف که به سمت یک مرد جوان که داشت فرار میکرد نشانه گرفتم و گفتم "هییی". مرد جوان که چاره ای جز تسلیم ندید ایستاد و ارام ارام به سمت ما برگشت. در این حین یک نفر دائم فریاد میکشید

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:23

دیشب داشتم توی اینستاگرام دور میزدم دیدم "حامد زمانی" داره لایو (Live) میده سریع کلیک کردم و به داداش گلم گفتم بیا ببین من اولین باره دارم لایو میبینم. خیلی هیجان زده بودم.

داداش گلم وقتی اومد دید دقیقا در اون لحظه یک فروند پسر بی تربیت یه کلمه زشت نوشت و ما را بسی جلوی داداش گلم شرمنده کرد.

ننویسید فکر کنید خانواده خودتان نشسته است...

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:23


برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:23

با این خیلی حال میکنم. شبا قبل از خواب گوش میدم میرقصم.

تاخیر نکن حکم بده حاکم احساس
تا موی تو و دست من و شانه مهیاست
سازی بزن و سوز دل خسته دوا کن
گیسوی تو پیچیده ترین معضل دنیاست

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:23

یه عالمه عکس خاطره انگیز رو دیدم از مسافرت عکس ها و صداهای امسال از حدود اردیبهشت تا مهرماه.

الان حین اینکه سیب زمینی هارو گذاشتم توی آون تا بپزن هدفن گذاشتم و "رگ خواب" گوش میدم و هی فکر میکنم مامان داره با من حرف میزنه و نمیشنوم.


&خواهی بیا بیا بیا بیا ببخشا

&&خواهی برو برو برو برو جفا کن

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:23

دقیقه ها دارن میرن
ساعت ها دارن میرن
روزا دارن میرن کجا؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:23

امروز مرضیه عروس میشه.دعوتیم عروسیش.. نمیدونم این دقیقا چه حس مزخرفیه که اینجور مواقع دارم. من و مرضیه با هم بزرگ شدیم از بچگی بعد هم مدرسه باهم یه جا درس خوندیم.همش دارم به این فکر میکنم که همیشه میگفتم ایش چقد این مرضیه تنبله درسش ضعیفه یه بویی مید

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:23

میدونی چه کسی اعتماد بنفسش از کسی که با دکلته و روسری توی عروسی با ممه های شُل کُردی میرقصه بیشتره؟


هوم؟

خودش.. چون زیر دکلته ی مشکیِ گیپور سوتین پارچه ایِ قرمز پوشیده:|

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:23

یعنی واقعا یه احمق پیدا نمیره بیاد منو بگیره؟
با مشکل من هیچ مشکلی نداشته باشه!!!

برچسب: نویسنده: آراد جعفری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:23

صفحه بندی